یادش بخیر انگار همین دیروز بود که سال 90 شده بود الان رسیدیم به شیشمین سال از دهه 90
بچه که بودم دوست داشتم سنم بیشتر بشه زودتر بزرگ بشم سالها دیر میگذشت ... ولیییی از 16 به بعد مثل برق و باد میگذرهه ... و با گذشتن سنم نگرانی های منم بیشتر میشه ... یادش بخیر فکر میکردم اگر بیست ساله بشم خیلی بزرگم ... ولی اما الان میفهمم که بیست سالگی اصلا سنی نیست .
خدا هنوز منو به آرزوم نرسونده ... آرزویی که کم کم باعث میشه من از بثیه گریزان بشم ... از حرف دیگران ...
دیروز واقعا دلم شکست ... خیلی زیاد... ای کاش نرفته بودم مهمونی
برچسب:
نویسنده: مهدی نظری