اهداف
-
تاریخ: 1396/12/17 ساعت: 14:30
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین """""""""""فقط روز نوشت های شخصی همین ...**** ***** **** **** ****8/3/96 ------>اهداف من1) پس انداز پول (ترجیحا خیلی زیاد)2) خرید خانه در یک جای مناسب با متراژ...
عادی
-
تاریخ: 1396/12/17 ساعت: 14:30
ادم از ی جایی به بعد خیلی چیزا براش عادی میشه ...و این عادی شدن گند میزنه به همه چی چون بیخیال میشی ... و حتی بی مسوایت ... بی انگیزه ...مثلا آموزش دانشگامون خانمی بود ک اوایل کارش خوش برخورد و کاری بود ولی بعدا گند زد ...روز اول ک میرم سر محل کار جدید همیشه شیک میپوشم ولی بهد که عادی میشه شلخته می...
اضافه وزن
-
تاریخ: 1396/12/17 ساعت: 14:30
اصولا خانم ها با گفتن وزنشون مشکل دارن . من هم ازین قاعده مستثنا نیستم . چند وقتیه وزنم بالا رفته (اونم چجورم) میدونم باید کم کنمش .اما نمیگم از شنبه شروع میکنم چون تعطیلات پیش روهه و معمولا شروع رژیمو ول کردنش خیلی بد تر از رژیم گرفتنه ...ترجیح میدم از 14 فروردین به بعد شروع کنم .Let's block ads! (...
جست و جو
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 19:41
قیمتا کشیده بالا و ما همچنان در جستو جو ... امیدوارم یه جای مناسب با قیمت مناسب پیدا کنیم .خدایا کمکمون کن .... یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ ~ 13:49 ~ ~
خانه
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 22:26
یعنی میشه ما هم خونه بخریم ... از آلاخون والا خونی خسته شدم :( شدیم عبن موش داخل گردونه که همینطور میچرخه اما بر میگرده همون جای اول .... هر چقدر تلاش میکنی چرک کف دست در بیاری قیمت همه چی میکشه بالا و ما باز میمونیم سر جای اول ....
یک مدت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:41
چند سالی میشه که وبلاگ نویسی مد شده و من خوندن وبلاگ رو با وبلاگ *سپیده *خاطرات من * شروع کردم کم کم وبلاگ صغرا و بیتا *خاطرات من و گوسفندم* و کلی وبلاگ دیگه شروع کردم کم کم تعداد وبلاگ نویسا کم شد xa0خاموش شدن کم نوشتن و حالا اصلا هیچ کس نیست نه سوگل نصیری نه خاطرات یک کهنه عروس نه خاطرات یک پزشک ز...
آدرس قبلی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:41
اون آدرسی که اولین بار استفاده کردم رو همین که من عوضش کردم و اومدم اینجا یکی گرفت . سه چهار تا مطلب گذاشت و بعدا هم هیچ وقت برنگشت اونجا و اونجا متروک موند .
گذر زمان
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:41
زمان هجیب تند میگذره ... به زمانی بزرگ شدن بهترین آرزوم بود اما الان نه دوست ندارم بزرگ تر بشم ای کاش همینطوری میموند ... از هم سنام همین الانشم خیلی عقبم ...xa0دوستی دارم که تو 15 سالگی ازدواج کرد و الان 5 تا بچه داره البته یکیش 3 قلوهه خخخخ دوستای دیگم که به موقع هم ازدواج کردن بین یک الا دو بچه د...
بگم و نگم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:41
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین """""""""""فقط روز نوشت های شخصی همین ...**** ***** **** **** ****8/3/96 ------>اهداف من1) پس انداز پول (ترجیحا خیلی زیاد)2) خرید خانه در یک جای مناسب با متراژ...
لعنتی
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
[unable to retrieve full-text content]امروز هم جزء روزهای مسخره بود .... پس کی میشه یه روز خوب بیاد ... روزها خاکستری می شود .
به دنباله ...
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
دنبال اینم که محیطو برا خودم جذاب کنم اما نمیشه ..:( بدم میاد ازینکه تو محیطی که هیتم یه سری ادم باشند که حس بد بهت بدندxa0خدایا همه همکارهای بد را از دورو بر من دور بگردان ...آمین خدایا دورو بری های منو پر از انرژی مثبت کن .آمین
...
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
دلم برای وبلاگایی که میخوندم تنگ شده ... چقدر دو سه سال پیش خوب بود ...چه وبلاگ نویس هایی بودن ادم برای خوندن وبلاگاشون لحظه شماری میکرد .. اما الان یا نمینویسند یا رمزی کردن ... همین وبلاگ *سپیده خاطرات من * الان فک کنم 4 سالیهه ننوشته ...
سال دیگه
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
سالی که گذشت برای من اتفاقای مختلفی رخ داد ... سالها منتظر گرفتن مدرکم بودم بالاخرهه به آرزوم رسیدم ...و خیلی چیزای دیگه...الان 14 اسفنده و نقریبا دو هفته دیگه امسالم پروندش بستیت ... سال 96 هم امیدوارم اتفاقای خوبی رو با خودش بیارهه ...
اخرین95
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
از خدا خیلی چیزها می خواستم خیلی هارو داد خیلی هارو نداد خیلی هارو به موقع xa0داد ... از خدا خیلی وقته چیزی رو میخوام که فعلا بهم نداده نمیدونم آیا سال 96 بهم خواهد داد ....خدایا ای خدای مهربون ... من xa0از حرف مردم و دیگران خسته شدم ... تورو خدا یه لطفی هم به من بکن ....
96
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
بلا خره سال 96 هم اومد . یادش بخیر انگار همین دیروز بود که سال 90 شده بود الان رسیدیم به شیشمین سال از دهه 90بچه که بودم دوست داشتم سنم بیشتر بشه زودتر بزرگ بشم سالها دیر میگذشت ... ولیییی از 16 به بعد مثل برق و باد میگذرهه ... و با گذشتن سنم نگرانی های منم بیشتر میشه ... یادش بخیر فکر میکردم اگر بی
تکرار مکررات
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
یه سری کارهای روتین برام تکرار میشه... امروز روز دوم پریه ... دیشب درد داشتم ... صبحم به زور بیدار شدم بی حال بودم ...xa0ظهر هم مثل هر روز ولو میفتم جلو تی وی ...
هههه
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
افسردگی ینی چه؟ فکر کنم من افسرده شدم .اصلا دوست ندارم از خونه بیرون برم کسی رو ببینم ... کسی بیاد ... کلا از جمع گریزانم ... تا چند وقت پیش ابنو نمیدونستم ولی الان دیگه مطمئنم که من مشکل دارم ...:( قبلنا زیاد مینوشتم الان نه حس نوشتنم نیست ... چقدر بد شدهه وضعم ...
خیلی خیلی پول دار
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
خیلی خیلی پول دار چند وقتیه که پول ذهن منو مشغول کرده. دوست دارم الان پول زیادی دستم بود .... واقعا چند وقتیه که نداشتنش به اندازه مورد نیازم داره ناراحتم میکنه ... دوست دارم به خونه اونجایی که دوست دارم بخریم ... یعنی میشه اونقدر پول داشته باشم ؟
شغل سخت ... درامد و ...
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:02
شغل سخت ... درامد و ... دیشب دور همی که پخش میشد نگاه نکردم ولی تعریف حرف مهران مدیری رو در جواب حرف مریم معصومی زده بود رو زیاد شنیدم ... امروز بعد ظهر نشستم نگاش کردم . چقدر خوب گفت ... ینی چی ک بازیگرا فکر میکنن کوه میکنند ...
غم و تنهایی
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 17:35
محل کار جدیدمو دوست ندارم نه که حیلی بد باشن نه. بیشتر نداشتن رضایت شغلیه.... همکارا زیاد صمیمی نیستن و هیچ حس خوبی ازشون نمیگیرم ... و ارباب رجوع ها هم سرمو میخورن هر روز باید 44 تا ارباب رجوع رو ک سرمو میخورند تحمل کنم .... توجیحه این همه ادم نفهم اعصابمو بهم میریزه ... برخورد زیادی با همکارا ندار...